close
تبلیغات در اینترنت
پاییـــــــــز تنهایـــــــی

پاییز تنهایی

 

خوش اومدین

 

 امیدوارم نظر شمارو جلب کنه و ازشون لذت ببرید

 

 

لطفا نظر بدین

 

 

منتظر انتقادات و پیشنهاداتون هستیم... 



[ سه شنبه 26 اسفند 1393 ] [ 23:55 ] [ تنهـــــا ]

وقتی از تو دل بریدم

 

وقتی از تو دل بریدم .. جز خودت چیزی ندیدم
پی هر کسی که رفتم .. آخرش به تو رسیدم

حالا كه رفتم و گشتم .. میبینم تكی تو دنیا
نمیشه تو رو عوض كرد .. حتی با شبای رویا

 

انگار اسمون نمیخواست .. ببینه ماها رو با هم
یادته لحظه ی اخر .. زیر اون بارون نم نم

گل سرختو گرفتی .. دادی دستم گل مریم
دست من نبود نه از تو .. بلكه از خودم گذشتم

عشقتو خواستم بذارم .. لای خاطرات دفتر
اما یاد تو نمی گذاشت .. میومد دوباره از سر

توی یك غروب جمعه .. اصل مطلبو نوشتم
پی هیچ كس نمی گردم .. چون تویی اول و اخر

حالا كه رفتم و گشتم .. میبینم تكی تو دنیا
نمیشه تو رو عوض كرد .. حتی با شبای رویا

یادته خواستی بمونم .. ناله كردم كه نمیشه
حالا عمریه اسیرم .. توی دام زرد غربت

اما اسمشه كه نیستی .. با منی همش….همیشه
من كه تقصیری نداشتم .. تلخه قانون جدایی

من و تو سرش نمیشه .. میزنه چه تیشه هایی
ولی حق داری بگی كه .. اینا حرفه….بی وفایی

حالا كه رفتم و گشتم .. میبینم تكی تو دنیا
نمیشه تو رو عوض كرد حتی با شبای رویا



[ یکشنبه 23 فروردين 1394 ] [ 2:29 ] [ تنهـــــا ]

شعر یعنی

 

شعــر يعنــي بــا افــق يك دل شدن
يــا لبـــاسي از شقـــايق دوختـن
شعــر يعنــي بــا وجـــود خستـــگي
بــر ســر پـــروانــة دل ســوختــن

 

شعــر يعنــي سـري از اسرار عشق
شعــر يعنــي يــك ستاره داشتن
شعــر يعنــي يــك نگـــاه خستـــه را
از كــويــر گــونــه اي بـــرداشتــن

شعــــر يعنـي داستـــاني نـــاتمـــام
شعــر يعنـي جاده اي بي انتها
شعـــر يعنــي گفتن از احساس موج
در كنـــار حســـرت پـــروانـه ها

 شعــر يعنـــي آه ســرخ لالـــه هــا
شعـر يعني حرف پنهان در نگاه
شعــر يعنــي تـــرجمــان يـك نفس
عمــق سايه روشن دشت پگاه

شعــر يعنـــي يــك زلال بــي دريـغ
شعــر يعنــي راز قلب يك صدف
شعــر يعنـــي درد دل هــاي نسيم
حــرفي از تنهــاييِ سبــز علف

 شعــر يعنــي تاب خوردن روي موج
در كنــار بركــه ســاحــل سـاختن
شعــر يعنــي هــديـه اي از آسمان
بهــريـــاسي بينـــــوا انــــداختــن

شعــر يعنــي فصلــي از ســال نگـاه
شعــر يعنــي عــاشقــانه زيستن
شعــر يعنــي پـــولكـي از عشــق را
روي دامــان كــويـــــري ريختــن

شعــر يعنــي حــسَّ يـك پرواز محض
در ميـــان آسمـــان پيــدا شدن
شعــر يعنــــي در حصـــار زنـــدگــي
غـــرق در گلــواژة رويـــا شـدن

شعـــــر يعنــــي قصـــة يـــــك آرزو
شعـــر يعني ابتــداي يك غروب
شعــر يعنــي تكـــه اي از آسمــان
شعر يعني وصف يك انسان خوب

 شعـر يعني قلعه اي از جنس عشق
كــم كنــم از واژه و حرف و سخن
شعــر يعنـي حرف قلبي سرخ و پاك
نــه عبوري ساده چون اشعار من



[ یکشنبه 23 فروردين 1394 ] [ 2:20 ] [ تنهـــــا ]

فاصله

 

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست 
بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست 

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن 
گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست

 

پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف 
تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست

گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت 
 جز عشق تو در خاطر من مشغلهای نیست

 

رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت 
بگذار بسوزند دل من مساله ای نیست 



[ یکشنبه 23 فروردين 1394 ] [ 2:10 ] [ تنهـــــا ]

هنگام رسیدن

 

ای آرزوی اولین گام رسیدن
بر جاده‌های بی‌سرانجام رسیدن

كار جهان جز بر مدار آرزو نیست
با این همه دل‌های ناكام رسیدن

 

كی می‌شود روشن به رویت چشم من، كی؟
وقت گل نی بود هنگام رسیدن؟

دل در خیال رفتن و من فكر ماندن
او پخته‌ی راه است و من خام رسیدن

بر خامی‌ام نام تمامی می‌گذارم
بر رخوت درماندگی نام رسیدن

هرچه دویدم جاده از من پیش‌تر بود
پیچیده در راه است ابهام رسیدن

از آن كبوترهای بی‌پروا كه رفتند
یك مشت پر جا مانده بر بام رسیدن

ای كال دور از دسترس! ای شعر تازه!
می‌چینمت اما به هنگام رسیدن

 



[ یکشنبه 23 فروردين 1394 ] [ 2:1 ] [ تنهـــــا ]

حسرت پرواز

 

دیری‌است از خود، از خدا، از خلق دورم
با این‌همه در عین بی‌تابی صبورم
پیچیده در شاخ درختان، چون گوزنی
سرشاخه‌های پیچ‌درپیچ غرورم

هر سوی سرگردان و حیران در هوایت
نیلوفرانه پیچكی بی‌تاب نورم
بادا بیفتد سایه‌ی برگی به پایت
باری، به روزی روزگاری از عبورم
از روی یكرنگی شب و روزم یكی شد
همرنگ بختم تیره رختِ سوگ و سورم
خط می‌خورد در دفتر ایام، نامم
فرقی ندارد بی‌تو غیبت یا حضورم
در حسرت پرواز با مرغابیانم
چون سنگ‌پشتی پیر در لاكم صبورم
آخر دلم با سربلندی می‌گذارد
سنگ تمام عشق را بر خاك گورم



[ یکشنبه 23 فروردين 1394 ] [ 1:50 ] [ تنهـــــا ]

تنها تو می مانی

 

دل داده ام بر باد، بر هر چه بادا باد
مجنون‌تر از لیلی، شیرین‌تر از فرهاد

ای عشق از آتش، اصل و نسب داری
از تیره‌ی دودی، از دودمان باد 

 

آب از تو طوفان شد، خاک از تو خاکستر
از بوی تو آتش، در جان باد افتاد

هر قصر بی شیرین، چون بیستون ویران
هر کوه بی فرهاد، کاهی بدست باد

هفتاد پشت ما از نسل غم بودند
ارث پدر ما را، اندوه مادرزاد

از خاک ما در باد، بوی تو می‌آید
تنها تو می‌مانی، ما می‌رویم از یاد



[ یکشنبه 23 فروردين 1394 ] [ 1:47 ] [ تنهـــــا ]

همدست

 

کنارت چقدر حال من بهتره
از این حالی که این روزا میشه داشت 
اگه دنیا هر چی که داشتم گرفت
ولی دستتو توی دستام گذاشت 

 

بگو تا کجا میشه هم‌دست بود
تو راهی که بی‌راهه هم‌پای ماست 
تو صبحی که تاریک‌تر از شبه
تو این شب که کابوس رویای ماست 

با چشمات پر کن نگاه منو
که یه عمره از وهم خالی‌تره 
حقیقی‌ترین لحظه‌هامو ببین
که از آرزو هم خیالی‌تره 

بگو تا کجا میشه هم دست بود
تو راهی که بیراهه همپای ماست 
تو صبحی که تاریک‌تر از شبه
تو این شب که کابوس رویای ماست 



[ یکشنبه 23 فروردين 1394 ] [ 1:38 ] [ تنهـــــا ]

رویا

 

شب از مهتاب سر میره، تمام ماه تو آبه 
شبیه عکس یک رویاست، تو خوابیدی جهان خوابه 

زمین دور تو می‌گرده، زمان دست تو افتاده 
تماشا کن سکوت تو، عجب عمقی به شب داده 

 

تو خواب انگار طرحی از گل و مهتاب و لبخندی 
شب از جایی شروع می‌شه که تو چشمات‌و می‌بندی 

تو رو آغوش می‌گیرم تنم سرریز رویا شه 
جهان قد یه لالایی توی آغوش من جا شه 

تو رو آغوش می‌گیرم، هوا تاریک‌تر می‌شه
خدا از دست‌های تو به من نزدیک‌تر می‌شه 

زمین دور تو می‌گرده، زمان دست تو افتاده 
تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده 

تمام خونه پر می‌شه از این تصویر رویایی 
تماشا کن، تماشا کن چه بی‌رحمانه زیبایی



[ یکشنبه 23 فروردين 1394 ] [ 1:26 ] [ تنهـــــا ]

برگشتم به سوی تو...

 

هيچ كس انقدر فقير نيست

 

كه رويايي نداشته باشد

و انقدر ترسو

كه با قايقي دروغ از اب درامده

سفر نكند!

اينگونه

من به سوي تو برگشتم...



[ یکشنبه 23 فروردين 1394 ] [ 1:18 ] [ تنهـــــا ]