close
تبلیغات در اینترنت
امین پور

هنگام رسیدن

 

ای آرزوی اولین گام رسیدن
بر جاده‌های بی‌سرانجام رسیدن

كار جهان جز بر مدار آرزو نیست
با این همه دل‌های ناكام رسیدن

 

كی می‌شود روشن به رویت چشم من، كی؟
وقت گل نی بود هنگام رسیدن؟

دل در خیال رفتن و من فكر ماندن
او پخته‌ی راه است و من خام رسیدن

بر خامی‌ام نام تمامی می‌گذارم
بر رخوت درماندگی نام رسیدن

هرچه دویدم جاده از من پیش‌تر بود
پیچیده در راه است ابهام رسیدن

از آن كبوترهای بی‌پروا كه رفتند
یك مشت پر جا مانده بر بام رسیدن

ای كال دور از دسترس! ای شعر تازه!
می‌چینمت اما به هنگام رسیدن

 



[ یکشنبه 23 فروردين 1394 ] [ 2:1 ] [ تنهـــــا ]

حسرت پرواز

 

دیری‌است از خود، از خدا، از خلق دورم
با این‌همه در عین بی‌تابی صبورم
پیچیده در شاخ درختان، چون گوزنی
سرشاخه‌های پیچ‌درپیچ غرورم

هر سوی سرگردان و حیران در هوایت
نیلوفرانه پیچكی بی‌تاب نورم
بادا بیفتد سایه‌ی برگی به پایت
باری، به روزی روزگاری از عبورم
از روی یكرنگی شب و روزم یكی شد
همرنگ بختم تیره رختِ سوگ و سورم
خط می‌خورد در دفتر ایام، نامم
فرقی ندارد بی‌تو غیبت یا حضورم
در حسرت پرواز با مرغابیانم
چون سنگ‌پشتی پیر در لاكم صبورم
آخر دلم با سربلندی می‌گذارد
سنگ تمام عشق را بر خاك گورم



[ یکشنبه 23 فروردين 1394 ] [ 1:50 ] [ تنهـــــا ]

تنها تو می مانی

 

دل داده ام بر باد، بر هر چه بادا باد
مجنون‌تر از لیلی، شیرین‌تر از فرهاد

ای عشق از آتش، اصل و نسب داری
از تیره‌ی دودی، از دودمان باد 

 

آب از تو طوفان شد، خاک از تو خاکستر
از بوی تو آتش، در جان باد افتاد

هر قصر بی شیرین، چون بیستون ویران
هر کوه بی فرهاد، کاهی بدست باد

هفتاد پشت ما از نسل غم بودند
ارث پدر ما را، اندوه مادرزاد

از خاک ما در باد، بوی تو می‌آید
تنها تو می‌مانی، ما می‌رویم از یاد



[ یکشنبه 23 فروردين 1394 ] [ 1:47 ] [ تنهـــــا ]