close
تبلیغات در اینترنت
عاشقانه

وقتی از تو دل بریدم

 

وقتی از تو دل بریدم .. جز خودت چیزی ندیدم
پی هر کسی که رفتم .. آخرش به تو رسیدم

حالا كه رفتم و گشتم .. میبینم تكی تو دنیا
نمیشه تو رو عوض كرد .. حتی با شبای رویا

 

انگار اسمون نمیخواست .. ببینه ماها رو با هم
یادته لحظه ی اخر .. زیر اون بارون نم نم

گل سرختو گرفتی .. دادی دستم گل مریم
دست من نبود نه از تو .. بلكه از خودم گذشتم

عشقتو خواستم بذارم .. لای خاطرات دفتر
اما یاد تو نمی گذاشت .. میومد دوباره از سر

توی یك غروب جمعه .. اصل مطلبو نوشتم
پی هیچ كس نمی گردم .. چون تویی اول و اخر

حالا كه رفتم و گشتم .. میبینم تكی تو دنیا
نمیشه تو رو عوض كرد .. حتی با شبای رویا

یادته خواستی بمونم .. ناله كردم كه نمیشه
حالا عمریه اسیرم .. توی دام زرد غربت

اما اسمشه كه نیستی .. با منی همش….همیشه
من كه تقصیری نداشتم .. تلخه قانون جدایی

من و تو سرش نمیشه .. میزنه چه تیشه هایی
ولی حق داری بگی كه .. اینا حرفه….بی وفایی

حالا كه رفتم و گشتم .. میبینم تكی تو دنیا
نمیشه تو رو عوض كرد حتی با شبای رویا



[ یکشنبه 23 فروردين 1394 ] [ 2:29 ] [ تنهـــــا ]

فاصله

 

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست 
بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست 

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن 
گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست

 

پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف 
تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست

گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت 
 جز عشق تو در خاطر من مشغلهای نیست

 

رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت 
بگذار بسوزند دل من مساله ای نیست 



[ یکشنبه 23 فروردين 1394 ] [ 2:10 ] [ تنهـــــا ]

هنگام رسیدن

 

ای آرزوی اولین گام رسیدن
بر جاده‌های بی‌سرانجام رسیدن

كار جهان جز بر مدار آرزو نیست
با این همه دل‌های ناكام رسیدن

 

كی می‌شود روشن به رویت چشم من، كی؟
وقت گل نی بود هنگام رسیدن؟

دل در خیال رفتن و من فكر ماندن
او پخته‌ی راه است و من خام رسیدن

بر خامی‌ام نام تمامی می‌گذارم
بر رخوت درماندگی نام رسیدن

هرچه دویدم جاده از من پیش‌تر بود
پیچیده در راه است ابهام رسیدن

از آن كبوترهای بی‌پروا كه رفتند
یك مشت پر جا مانده بر بام رسیدن

ای كال دور از دسترس! ای شعر تازه!
می‌چینمت اما به هنگام رسیدن

 



[ یکشنبه 23 فروردين 1394 ] [ 2:1 ] [ تنهـــــا ]

برگشتم به سوی تو...

 

هيچ كس انقدر فقير نيست

 

كه رويايي نداشته باشد

و انقدر ترسو

كه با قايقي دروغ از اب درامده

سفر نكند!

اينگونه

من به سوي تو برگشتم...



[ یکشنبه 23 فروردين 1394 ] [ 1:18 ] [ تنهـــــا ]

زمستان،حواست را جمع کن!

 

زمستان!!!


حواست را جمع کن!


دور تو و تمام عاشقانه هایت خط خواهم کشید؛


اگر عشقم با بودنت حتی،


تک سرفه ای کند.



[ شنبه 23 اسفند 1393 ] [ 12:11 ] [ تنهـــــا ]

دو پنجره

 

توی  یك دیوار سنگی.. دو تا پنجره  اسیرن
دو تا  خسته  دو تا تنها.. یكیشون  تو  یكیشون من

دیوار از  سنگ سیاهه.. سنگ سرد  و سخت خارا
زده قفل بی صدایی.. به لبای  خسته ی ما

نمی تونیم كه بجنبیم.. زیر سنگینی  دیوار
همه ی  عشق  من و تو.. قصه هست  قصه ی دیدار

همیشه فاصله بوده..  بین دستای  من و تو
با همین تلخی  گذشته.. شب و روزهای من و تو

راه دوری  بین  ما نیست.. اما  باز اینم  زیاده
تنها پیوند من  و تو..  دست مهربون باده

ما باید  اسیر بمونیم.. زنده هستیم تا  اسیریم
واسه ما  رهایی  مرگه..  تا رها  بشیم  می میریم

كاشكی  این دیوار خراب شه..  من و تو  با هم  بمیریم
توی  یک دنیای  دیگه.. دستای  همو بگیریم

شاید اونجا  توی  دلها.. درد بیزاری  نباشه
میون پنجره هاشون.. دیگه دیواری  نباشه



[ پنجشنبه 21 اسفند 1393 ] [ 11:55 ] [ تنهـــــا ]

غریب آشنا

 

تو از شهر غریب بی نشونی اومدی
تو با اسب سفید مهربونی اومدی

تو از دشت های دور وجاده های پر غبار
برای هم صدایی هم زبونی اومدی

 

تو از راه می رسی ،‌ پر از گرد و غبار
تمومه انتظار ، می آید همرات بهار

چه خوبه دیدنت ، چه خوبه موندنت
چه خوبه پاك كنم ، غبار رو از تنت

غریب آشنا ، دوست دارم بیا
منو همرات ببر ، به شهر قصه ها
بیگر دست منو ، تو او دستا

چه خوبه سقفمون یكی باشه با هم
بمونم منتظر تا برگردی پیشم
تو زندونم با تو ، من آزادام



[ پنجشنبه 21 اسفند 1393 ] [ 11:38 ] [ تنهـــــا ]

هدیه خدا به من

 

می گویند:

عشق خدا

به همه یکسانَ ست

ولی من می گویم:

مرا بیشتر از همه

دوستــ دارد

وگرنه

بهـ همـه

یکی مثل تو می داد .




[ چهارشنبه 20 اسفند 1393 ] [ 12:0 ] [ تنهـــــا ]

عشق ابی

 

تا به دیروز گمان می کردم
رنگ شادی، سرخ است
زندگی با همه خوب و بدش قرمز بود


ولی امروز كه بیدار  شدم
آسمان آبی بود
پنجره آبی بود
بال پروانه و حتی گلها
شعله آبی، نور هم آبی بود
عشق هم آبی شد



[ چهارشنبه 20 اسفند 1393 ] [ 11:46 ] [ تنهـــــا ]

دلم واست تنگ شده...♥

 

 

چقدر دورتر از احساسم ایستاده ای!

 

         آنـــــجا که تــــــــــــــــــو ایستاده ای

 

                   صـــــــدای مــــــــرا هم نمی شنوی

 

                               چه برسد به دلتــــــــــــــــــنگی...!!!

 

 

دلم واست تنگ شده ناراحت

 



[ یکشنبه 17 اسفند 1393 ] [ 19:16 ] [ تنهـــــا ]

موج عاشق

 

 

دنبال من می‌گردی و حاصل ندارد
این موج عاشق کار با ساحل ندارد

باید ببندم کوله بار رفتنم را
مرغ مهاجر هیچ جا منزل ندارد

 

من خام بودم، داغ دوری پخته ام کرد
عمری که پایت سوختم قابل ندارد

من عاشقی کردم تو اما سرد گفتی:
از برف اگر آدم بسازی دل ندارد

باشد ولم کن باخودم تنها بمانم
دیوانه با دیوانه ها مشکل ندارد

شاید به سرگردانی ام دنیا بخندد
موجی که عاشق می‌شود ساحل ندارد

 



[ شنبه 16 اسفند 1393 ] [ 0:56 ] [ تنهـــــا ]

تنهایی

 

 

نه نغمه نی خواهم و نه طرف چمن

 

نه یار جوان نه باده صاف کهن

 

خواهم که به خلوتکده ای از همه دور

 

من باشم و من باشم و من باشم و من

 



[ شنبه 16 اسفند 1393 ] [ 0:6 ] [ تنهـــــا ]

عشق...

 

 

شاید از اول نباید عاشق هم میشدیم

 

این درست...اما جدایی اشتباهی دیگر است

 

در شب تلخ جدایی عشق را نفرین مکن

 

این قضاوت... انتقام از بی گناهی دیگر است

 



[ جمعه 15 اسفند 1393 ] [ 23:49 ] [ تنهـــــا ]