close
تبلیغات در اینترنت
مریم حیدرزاده

وقتی از تو دل بریدم

 

وقتی از تو دل بریدم .. جز خودت چیزی ندیدم
پی هر کسی که رفتم .. آخرش به تو رسیدم

حالا كه رفتم و گشتم .. میبینم تكی تو دنیا
نمیشه تو رو عوض كرد .. حتی با شبای رویا

 

انگار اسمون نمیخواست .. ببینه ماها رو با هم
یادته لحظه ی اخر .. زیر اون بارون نم نم

گل سرختو گرفتی .. دادی دستم گل مریم
دست من نبود نه از تو .. بلكه از خودم گذشتم

عشقتو خواستم بذارم .. لای خاطرات دفتر
اما یاد تو نمی گذاشت .. میومد دوباره از سر

توی یك غروب جمعه .. اصل مطلبو نوشتم
پی هیچ كس نمی گردم .. چون تویی اول و اخر

حالا كه رفتم و گشتم .. میبینم تكی تو دنیا
نمیشه تو رو عوض كرد .. حتی با شبای رویا

یادته خواستی بمونم .. ناله كردم كه نمیشه
حالا عمریه اسیرم .. توی دام زرد غربت

اما اسمشه كه نیستی .. با منی همش….همیشه
من كه تقصیری نداشتم .. تلخه قانون جدایی

من و تو سرش نمیشه .. میزنه چه تیشه هایی
ولی حق داری بگی كه .. اینا حرفه….بی وفایی

حالا كه رفتم و گشتم .. میبینم تكی تو دنیا
نمیشه تو رو عوض كرد حتی با شبای رویا



[ یکشنبه 23 فروردين 1394 ] [ 2:29 ] [ تنهـــــا ]

شعر یعنی

 

شعــر يعنــي بــا افــق يك دل شدن
يــا لبـــاسي از شقـــايق دوختـن
شعــر يعنــي بــا وجـــود خستـــگي
بــر ســر پـــروانــة دل ســوختــن

 

شعــر يعنــي سـري از اسرار عشق
شعــر يعنــي يــك ستاره داشتن
شعــر يعنــي يــك نگـــاه خستـــه را
از كــويــر گــونــه اي بـــرداشتــن

شعــــر يعنـي داستـــاني نـــاتمـــام
شعــر يعنـي جاده اي بي انتها
شعـــر يعنــي گفتن از احساس موج
در كنـــار حســـرت پـــروانـه ها

 شعــر يعنـــي آه ســرخ لالـــه هــا
شعـر يعني حرف پنهان در نگاه
شعــر يعنــي تـــرجمــان يـك نفس
عمــق سايه روشن دشت پگاه

شعــر يعنـــي يــك زلال بــي دريـغ
شعــر يعنــي راز قلب يك صدف
شعــر يعنـــي درد دل هــاي نسيم
حــرفي از تنهــاييِ سبــز علف

 شعــر يعنــي تاب خوردن روي موج
در كنــار بركــه ســاحــل سـاختن
شعــر يعنــي هــديـه اي از آسمان
بهــريـــاسي بينـــــوا انــــداختــن

شعــر يعنــي فصلــي از ســال نگـاه
شعــر يعنــي عــاشقــانه زيستن
شعــر يعنــي پـــولكـي از عشــق را
روي دامــان كــويـــــري ريختــن

شعــر يعنــي حــسَّ يـك پرواز محض
در ميـــان آسمـــان پيــدا شدن
شعــر يعنــــي در حصـــار زنـــدگــي
غـــرق در گلــواژة رويـــا شـدن

شعـــــر يعنــــي قصـــة يـــــك آرزو
شعـــر يعني ابتــداي يك غروب
شعــر يعنــي تكـــه اي از آسمــان
شعر يعني وصف يك انسان خوب

 شعـر يعني قلعه اي از جنس عشق
كــم كنــم از واژه و حرف و سخن
شعــر يعنـي حرف قلبي سرخ و پاك
نــه عبوري ساده چون اشعار من



[ یکشنبه 23 فروردين 1394 ] [ 2:20 ] [ تنهـــــا ]

فاصله

 

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست 
بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست 

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن 
گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست

 

پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف 
تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست

گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت 
 جز عشق تو در خاطر من مشغلهای نیست

 

رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت 
بگذار بسوزند دل من مساله ای نیست 



[ یکشنبه 23 فروردين 1394 ] [ 2:10 ] [ تنهـــــا ]